سلام
کاش بشه بازهم اون جمعی که 7 یا 8 نفر بودن و با دو ماشین گاهی هم با یه ماشین میرفتن طرقبه تکرار شه
کاش بشه از ساندویچی نوژان تا شرکت سبز رو زیر بارون شدید با همون که می خوای دوباره بری و بعد لباس های خیست رو تو شرکت رو فن کوئل خشک کنی تا ساعت 10 شب.
کاش می شد هر وقت از خونه می زنی بیرون و راست شیکمت رو می گیری و راه می افتی دو دقه بعدش یه رفیق ببینی و باهم راه بری و اصلا حرف نزنی ولی از بودنش کنارت خوش باشی
کاش می شد زیر بارون یه شاپو داشتی که وقتی پک می زنی به سیگارت نور ناشی از گر گرفتن آتیش سیگارت صورتت رو برای اونایی که از رو برو می یان روشن کنه
کاش می شد بارون که شروع شد برق شهر قطع شه تا همه کامپیوتر ها و تلویزیون ها خاموش شن و همه بیان تو خیابون
کاش می شد هر روز بارون بباره
آوریل 12, 2010 در 12:07 ب.ظ. |
حاجی پست جدید مبارکه . حاجی ایام گذشت و بر ما فقط یادش ماند ! یاد همه آن یادها به خیر !!! کاشکی بشه یاد جدیدی برای آینده مان بسازیم ..
آوریل 13, 2010 در 3:51 ب.ظ. |
سلام قدم رنجه کردین
کاش الانی هم که توش هستیم بعد ها برامون شیرین باشه
آوریل 12, 2010 در 12:10 ب.ظ. |
کاش ای کاش هایمان را ببینیم که سر از خاک حسرت در آورده اند سبز شده اند و به بار نشسته اند
آوریل 13, 2010 در 3:52 ب.ظ. |
سبز که نمی شه ای کاش ها ولی همیشه تو دلمون جاودانه است
آوریل 12, 2010 در 1:39 ب.ظ. |
این بارون چه می کنه با دل و خاطارت و حسرتای ما خداییش.مداومت دار باشی گسپندم.یاحق
آوریل 13, 2010 در 3:53 ب.ظ. |
آخ اگه بارون بزنه
ممنون که هستی
هستم به هستنت
آوریل 14, 2010 در 6:48 ق.ظ. |
پس دلیل بسته شدن کامنتدونیتون این بود 1!!!!!!!!!
همیشه چیزی برای حسرت خوردن وجود داره …واین بارون ادم رو میبره تا اوج خاطرات و حسای خوب
آوریل 14, 2010 در 8:17 ق.ظ. |
شرمنده کردین دوست عزیز
بارون همیشه غباری که رو خاطرات هست رو کنار می زنه و جلوه اونها رو بیشتر می کنه